فرمان جديد از انگليس؛ خاتمي بر "جنبش سبز " نماز ميت بخواند
* لشكر پفكي! كليك كليك ... بنگ بنگ!
سخنان مدير مسئول كيهان در سيماي جمهوري اسلامي، گروهكهاي ضدانقلاب را آشفته و عصباني كردهاست.
در حالي كه قريب يك هفته از اظهارات حسين شريعتمداري در برنامه «ديروز، امروز، فردا» ميگذرد صدها پايگاه اينترنتي و راديو و تلويزيوني وابسته به ضدانقلاب همچنان به اين اظهارات مستند، واكنشهاي از سر خشم نشان ميدهند.
در يكي از صدها واكنش مذكور، شماري از وابستگان گروهكها در فيس بوك متعرض آن بخش از سخنان مديرمسئول كيهان شدهاند كه گردانندگان فتنه پس از حماسه انقلابي 9 دي را «سرلشكر بي لشكر» توصيف كرده بود. اين عده با فرض اينكه دروغ و خالي بندي در فضاي مجازي كنتور نمياندازد مدعي شدهاند 7750 نفر با ورود به اين سايت، از سران فتنه حمايت ميكنند.
اين در حالي است كه پس از دروغهاي متواتر گروهكها در فضاي مجازي درباره خودنمايي در 22 بهمن 88، 11 ارديبهشت 89، 22 خرداد 89، و روز قدس و 13 آبان و 16 آذر و عاشوراي 89، برخي از همين سايتها با تمسخر و استهزا نوشتند كه «دوستان ما پاي اينترنت مينشينند و در حالي كه پيتزا و يا كباب و ريحان و چيپس و پفك سفارش دادهاند و يا در حالي كه در يكي از شهرهاي اروپايي مشغول خوشگذرانياند، فضا را داغ ميكنند، جنبش راه مياندازند، تظاهرات ترتيب ميدهند اما وقتي كه روز موعود سپري ميشود، افسردگياش براي دوستان ساده دل ما ميماند.»
ظاهرا اين حضرات خيال برشان داشته كه با نشستن پاي كامپيوتر و كليك كردن مكرر نظرسنجيهاي خود ساخته و خودباور كرده، ميتوان جنبش و لشكر راه انداخت.
البته اين هم شيوه جالبي براي تخليه شكستها و عقدههاي رواني است. كليك كليك! بنگ بنگ! بيچاره دون كيشوتهايي كه در اين توهم سر خود را به ديوار ملت نستوه ايران كوبيدند و سرشكسته بازگشتند.
يادآور ميشود سالها پيش در حالي كه افراطيون مدعي اصلاحات هنوز به حال و روز عبرت آموز امروز نيفتاده بودند بهزاد نبوي نايب رئيس مجلس ششم اذعان كرد جبهه ما پر از ژنرال است اما چيزي كه كم داريم سرباز است!
* خاتمي بر جنبش سبز نماز ميت بخواند! فرمان جديد از انگليس رسيد
سخنان اخير خاتمي درباره شرط گذاري براي حضور در انتخابات مجلس، هر چند كه اسباب طعن و طنز و انتقاد را در ميان محافل ضد انقلاب مهيا كرده اما از سوي ارگان حلقه لندن به طور مرتب توجيه و تأييد ميشود.
جرس اخيراً نوشته بود «با مطرح شدن پيش شرط هاي خاتمي، شاهد سرازير شدن سيل انتقادات آن هم در قالب طنز بوديم. اما نبايد سبكسرانه به اين اظهارات خنديد و تمسخر كرد. انگار لازم است به بعضيها يادآوري كنيم كه زمين بازي ما ميدان انتخابات و حضوري مشابه روزهاي بعد از انتخابات سال گذشته است». اين سايت حامي آشوبگران در فتنه سال گذشته ديروز هم به روند توجيه و تأويل سخنان خاتمي پرداخت و نوشت: كشتي بان را سياستي دگر آمد]!؟[خاتمي در جمع نمايندگان اقليت، به تعيين كف خواستههاي اصلاحطلبان براي حضور در انتخابات مجلس پرداخت. مهمترين بخش اين سخنان نه محتوا كه جايگاهي است كه خاتمي براي خود انتخاب كردهاست، ردايي كه در سالهاي رياست جمهوري حاضر به پوشيدن و پذيرفتن ملزومات آن نبود. او حاضر به تلبس رداي رهبري جريان اصلاحات كه بسياري از اعضاي آن از زندان سر درآوردهاند، شده است. وجه ديگر زمان بيان اين سخنان يعني حدود يك سال پس از بيانيه شماره 17 موسوي[سالگرد حرمت شكني عاشورا و حماسه 9 دي] است. موسوي در آن بيانيه به راهكارهايي براي خروج از بنبست دست زد اما حاكميت به برخورد شدت بخشيد و عملاً جنبش به افول و خاموشي گراييد. سخنان خاتمي آن هم يك سال پس از افول جنبش سبز، بيشتر به شاخ و شانه كشيدن يك بازنده زير تيغ برنده ميماند. او سعي در بازكردن راه ديگري دارد كه لاجرم پيش نياز آن، خواندن نماز ميت بر جسد جنبش سبز است[!]
جرس ادامه ميدهد: طرح كف خواستهها از سوي خاتمي اگرچه حداقلي است اما طرح آن به عنوان حداقلي كه اميد برآورده شدن آن در شرايط عادي نيز از سوي جمهوري اسلامي وجود نداشته، بيشتر شبيه يك پز اخلاقي از سوي اين جريان است. اين آخرين حلقه از اصلاحطلبان، راه خود را به سوي كشمكشي دوجانبه با حاكميت از يك سو و ياران پيشين خود از ديگر سو باز ميكنند، كه اگرچه اخلاقي نيست اما ميتواند عملگرايانه و شايد راهگشا باشد.
ارگان مهاجراني -كديور در مطلب ديگري با امضاي مستعار(!) به ستايش از خاتمي پرداخته و مينويسد: هر آدم معتبري بخواهد از انتخابات بگويد، هنوز سخنش را نشنيده، فرياد ميزنند كدام انتخابات؟ كدام صندوق؟ كدام برگه؟ حتي اگر اين آدم معتبر محمد خاتمي مورد اعتماد باشد. اما هنر مردان بزرگ [!] تنها كارهاي بزرگ نيست، گاهي هنر آنها شنيدن همين سخنان تلخ و تند است. كساني كه سخنان خاتمي را برنميتابند، لختي تأمل كنند و اندكي بيانديشند. آنگاه خواهند ديد چگونه دشمنان انتخابات و رقباي قانونشكن و قانونگريز به هراس افتادهاند. منادي گفتوگوي تمدنها سالهاست كه آبرو و وجودش را بر سر اين راه گذاشته است. برماست كه وجودش را پاس بداريم و با خاتمي آبروداري كنيم.
دعوت ارگان حلقه لندن به خواندن نماز ميت بر جنبش سبز (فاز آشوب خياباني) و بازگشت به سياست فريبكارانه اصلاحطلبي و تظاهر به قانونگرايي در حالي است كه حلقه جرس يكي از ركوردداران دعوت به ساختارشكني، قانون ناپذيري و كشاندن كشور به كام آشوب بود.
جرسيها و سردسته آنها مهاجراني حتي براي براندازي علني پيشنهاد اجراي سناريوي مضحك درازگوش تروا در 22 بهمن 88 را داشتند كه اسباب يك افتضاح تاريخي بزرگ شد.
با اين حال و براساس برآورد ستاد مشترك 3 سرويس جاسوسي ام آي6 انگلستان، سيا و موساد، فتنه سبز و عناصري نظير موسوي و كروبي مرده حساب ميشوند و طبق دستورالعمل جديدي كه خاتمي فقط مجري آن است، افراطيون مدعي اصلاحطلبي موظف شدهاند به شعار اصلاحطلبي، حاكميت رأي مردم و دموكراسي، و پايبندي به قانون اساسي برگردند شايد كه اولاً جبهه از هم پاشيده نفاق جديد سر و سامان گيرد و ثانياً بتواند رخنهاي به حاكميت باز كند.
حلقه لندن يكي از پلهاي ارتباطي فتنهگران داخلي با سرويسهاي جاسوسي غرب و اتاق فكرهاي تصميم ساز در آمريكا و انگليس به شمار ميآيد.
سناريوي جديد البته چند اشكال كاملاً كوچك در خود نهفته دارد كه اولين آن شخصيت بيثبات و ضعيف خاتمي و دومين آن رو شدن دست وي و حاميان خاصش در جبهه اصلاحات براي مردم و نظام جمهوري اسلامي است. در همين زمينه سايت دويچه وله با اشاره به تحليل محافل ضدانقلاب از سخنان خاتمي و شخصيت وي، از قول يكي از اين عناصر ضدانقلاب نوشت: آقاي خاتمي هنوز رأي پارسال ما را پس نگرفتهاست. او از پايبندي به قانون اساسي سخن ميگويد. مطابق همين قانون اساسي تأييد يا رد صلاحيت نامزدها با شوراي نگهبان است. همچنين مطابق قانون اساسي، تفسير اين قانون با شوراي نگهبان است. آقاي خاتمي چگونه ميخواهد اين نقيضين را جمع كند؟ اصلاحطلبان و آقاي خاتمي ابتدا بايد آنچه را در اين يك سال و اندي رخ داده تحليل كنند و توضيح دهند كه چرا تحركات شان به نتيجه نرسيد.
دويچه وله همچنين از قول يكي ديگر از همين عناصر اپوزيسيون نوشت: خط قرمز خاتمي معلوم نيست كجاست. همچنان كه در برگزاري انتخابات مجلس هفتم ديديم. ما ميخواهيم خود را از سلطنتطلبان و مجاهدين خلق جدا كنيم. به قول ابراهيم نبوي «مشكل ما با آنان كه خواهان انقلاب [آشوب] هستند اين نيست كه چرا ميخواهند انقلاب كنند بلكه اين است كه چرا نميتوانند و نميكنند». واقع بين باشيم. سخنان خاتمي دلگرم كننده است اما احتمال اينكه شرطهاي خاتمي تأمين شود نزديك به صفر است و زمينه تحقق ندارد. اما هر كس در سياست وظيفهاي دارد و اميد كه خاتمي از تجربه دوران رياستش ماندن روي خط قرمز را آموخته باشد.
يادآور ميشود پيشنهاد حلقه لندن براي پذيرفتن مركز فتنه سبز و خواندن نماز ميت بر آن، تداعي اظهارات 9-8 سال پيش سعيد حجاريان بود كه گفته بود «اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات»! اما آن مرده ديگر هرگز سرپا نشد كه نشد. حالا هم اگر با شعار «فتنه سبز مرد، زنده باد فتنه سبز»، مرده زنده ميشود بسم الله! يا روزي صد بار بگويند خاتمي مرد! زنده باد خاتمي...
* اين يكي براي هارت و پورت خوبه! اون يكي نردبان خوبي بود
گروهكهاي فعال در فضاي مجازي در كنار بد و بيراههاي گاه و بي گاه به دست اندركاران ناتوان فتنه 88، استدلالهاي جالبي درباره حمايت شيادانه خويش از اين افراد مطرح ميكنند.
يكي از اين عناصر گروهكي در توجيه حمايت از ميرحسين موسوي در بالاترين نوشت: دوستي درباره 8 سال نخست وزيري موسوي در دوره خميني اعتراض دارد. من نميدانم چرا من و شما بايد وقتمان را صرف گناه و صواب [ثواب] موسوي بكنيم. اين موضوع «به موقع خودش» (تاكيد ميكنم: به موقع خودش) توسط اشخاص حرفهاي رسيدگي خواهد شد و به موقع خود اهميت زيادي دارد. اما در حال حاضر حمايت از او هيچ ضرري براي اپوزيسيون ندارد بلكه استفاده قابل توجهي هم خواهد داشت. ما او را به عنوان يك نردبان ميخواستيم، چه در انتخابات پيروز ميشد و چه حالا كه پيروز نشده. همه با اين جمله معروف آشناييم؛ انتخاب بد به جاي بدتر. ميپرسند چرا اين قدر به موسوي و دور و بريهايش دل بستهايد؟ ما كي گفتيم به موسوي و امثالهم دل بستهايم؟ ما در راستاي اهداف خودمان حركت ميكنيم و به نتيجه ساده و روشن استفاده (حمايت) كردن از موسوي ميرسيم.
يكي ديگر از همين عناصر ضدانقلاب هم درباره حمايت از كروبي، ضمن دست انداختن وي نوشت: البته كه ما نبايد انتظار خاصي از انتخابات و رئيسجمهور داشته باشيم ولي به قول موسوي در انتخابات رفته بوديم واسه انتخاب ميان بد و بدتر. بدهاي من! مثل خيلياي ديگه موسوي بود و كروبي. از شيخ نميشد گذشت به خاطر جرئتش. خيليا ميگفتن از اين آدم آبي گرم نميشه. اصلا اگر انتخابم بشه شايد عمرش به گرفتن حكم تنفيذ قد نده. خيليها مسخره ميكردن ميگفتن وسط مناظرهها خوابش ميبره. حقيقتش خودمم جزو اون خيليها بودم. آخه خيلي پير بود. ما هم كه منتظريم يه نفر سوتي بده يا يه حركت خاص انجام بده و تا سرحد مرگ دستش بندازيم. اما روز موعود هم رفتم بهش راي دادم ولي به كسي نگفتم. از سوژه شدن ميترسيدم. تا اينكه ماجراهاي بعد انتخابات پيش اومد خيليها كه هارت و پورت ميكردن. دونه دونه رفتن كنار. فقط مهندس موند و شيخ شجاع قصه ما. شيخ هنوز محكم و استوار سر موضع خودش ايستاده. حتي به نظرم تو صف مبارزه خيلي جلوتر از مهندس بوده. من به همين خاطر به او راي دادم.
* جيغ بنفش شيمون پرز پس از 4 ماه
4 ماه پس از حضور احمدي نژاد در اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك و محاكمه آمريكا و رژيم صهيونيستي در انظار ملت ها و دولتها، داغ اين حضور قدرتمندانه براي رژيم صهيونيستي همچنان تازه است.
شيمون پرز به تازگي در جريان سفر جانت ناپوليتانو وزير امنيت داخلي آمريكا به تل آويو، از كم آوردن واشنگتن در جريان سفر رئيس جمهور اسلامي ايران ابراز ناراحتي كرده است. فاكس نيوز كه خبر اين ملاقات را منتشر كرده، روايت ميكند رئيس رژيم صهيونيستي به وزير آمريكايي گفته است: من ميخواهم انتقادي از دولت آمريكا بكنم. ما در جريان سفر احمدينژاد به نيويورك و سخنراني وي در مجمع عمومي سازمان ملل ديديم كه وي آمريكا را متهم كرد كه برجهاي دوقلو را خودش منفجر كردهاست.
پرز همچنين گفته است: «عليرغم اين اظهارات عجيب و غريب احمدينژاد، ما شاهد واكنش آمريكا نبوديم و در عوض همه شبكههاي تلويزيوني آمريكا دنبال احمدينژاد راه افتاده بودند تا با او مصاحبه كنند. آه خداي من! همه ميدانيم كه اين (دست داشتن آمريكا در حملات 11 سپتامبر) يك دروغ است.»
سخن شيمون پرز البته پربيراه نيست چرا كه اسناد و شواهد فراوان موجود، ردپاي موساد را هم در انفجارهاي 11 سپتامبر آمريكا نشان ميدهد. اما نكته قابل تأمل در اين ميان علني شدن اختلافات آمريكا و رژيم صهيونيستي در پي ديپلماسي مؤثر جمهوري اسلامي است كه حتي نيويورك آمريكا را نيز صحنه تحركات ديپلماتيك و رسانهاي مؤثر در صحنه جهاني قرار داد. رئيسجمهور كشورمان در سخنان خود قشونكشي و اشغالگري به منطقه خاورميانه و ترويج تروريسم به بهانه حادثه 11 سپتامبر را به چالش كشيده بود.
* واشنگتن تايمز: ايران چالش شماره 1 و 2 و 3 آمريكاست
روزنامه واشنگتن تايمز سياست آمريكا عليه ايران را ناكارآمد خواند و خواستار حمايت بيشتر از جريان براندازي شد.
روزنامه مذكور با طرح اين پرسش كه «چالش شماره يك در برابر سياست خارجي دولت آمريكا در سال 2011 چيست» مينويسد: ايلينا راس لتينن نماينده جمهوري خواه از فلوريدا و رئيس آتي كميسيون روابط خارجي مجلس آمريكا بيان كردهاست «ايران چالش شماره يك، دو و سه خواهد بود.» دولت اوباما بايد متوجه شود كه «رويكرد دوگانه» مشتمل بر تماس ديپلماتيك و تحريمها، نه تنها با شرايط موجود سازگار نيست بلكه آشكارا غيرسازنده است. طيفي از اعضاي وزارت خارجه با اين تصور كه رژيم ايران قدرتمند و باثبات است، به طور مستمر از اين سياست پيروي كردهاست كه تنها راه حل ممكن، دستيابي به يك توافق با رژيم اسلامي و ناديده گرفتن مخالفان است.
واشنگتن سپس خواستار حمايت آمريكا از جريان براندازي در ايران شده و مينويسد: اين، يك دعوت براي مداخله نظامي نيست بلكه دعوت به ايستادن در كنار مخالفان و جريان اپوزيسيون است و از جمله نام سازمان مجاهدين خلق [گروهك منافقين] بايد از فهرست سازمانهاي تروريستي وزارت خارجه حذف شود. چندي پيش شماري از چهرههاي سياسي آمريكايي و اروپايي از جمله شهردارسابق نيويورك، مشاور امنيت داخلي دولت بوش، دادستان سابق و وزير سابق امنيت داخلي آمريكا خواستار حمايت از اين سازمان شدند. بودن نام اين سازمان در فهرست گروه هاي تروريستي باعث سركوب بيشتر اعضاي اين سازمان شده به نحوي كه علي صارمي به اتهام عضويت 24 ساله در اين گروه به دار آويخته شد. ساكنان پادگان اشرف در عراق هم كه از سوي نيروهاي رسمي عراق مورد حمله قرار گرفته اند. بودن نام سازمان مجاهدين در فهرست گروههاي تروريستي، ارسال پيامي اشتباه به گروههاي ديگر اپوزيسيون در ايران است كه سال گذشته در خيابان ميپرسيدند «اوباما، يا با اونا يا باما؟». اكنون زمان آن فرا رسيده كه به روشي پاسخ دهيم «ما با شما هستيم».
اذعان اين روزنامه تندرو آمريكايي به ناكارآمدي سياست دوگانه «مذاكره در فضاي فشار و تحريم» و پيشنهاد اميد بستن به يك گروهك مضمحل كه سران آن صرفاً با مزدوري و تروريسم خياباني ابراز وجود ميكنند، نشان دهنده استيصال تمام رژيم آمريكا در برابر اقتدار جمهوري اسلامي است.
نكته جالب اينكه همزمان با پيشنهاد واشنگتن تايمز براي شرط بندي روي گروهك ورشكسته منافقين و بقاياي فتنه سبز، سايت ضدانقلابي بالاترين در مطلبي صريح خواستار توسل جريان اپوزيسيون به دشمنان خارجي ملت ايران شد.
بالاترين نوشت: جنبش سبز بايد قبول كند كه بدون كمك نظامي كشورهاي خارجي پيروز نخواهد شد. بياييد ديگر خودمان را گول نزنيم. بسياري از اعضاي جنبش در زندان هستند. با الله اكبر گفتن در پشت بام و پشت كامپيوتر نشستن و استفاده از اينترنت هم كاري انجام نشد. بياييد قبول كنيم كه بدون پذيرفتن كمك نظامي كشورهاي خارجي پيروز نخواهيم شد.
سخنان مدير مسئول كيهان در سيماي جمهوري اسلامي، گروهكهاي ضدانقلاب را آشفته و عصباني كردهاست.
در حالي كه قريب يك هفته از اظهارات حسين شريعتمداري در برنامه «ديروز، امروز، فردا» ميگذرد صدها پايگاه اينترنتي و راديو و تلويزيوني وابسته به ضدانقلاب همچنان به اين اظهارات مستند، واكنشهاي از سر خشم نشان ميدهند.
در يكي از صدها واكنش مذكور، شماري از وابستگان گروهكها در فيس بوك متعرض آن بخش از سخنان مديرمسئول كيهان شدهاند كه گردانندگان فتنه پس از حماسه انقلابي 9 دي را «سرلشكر بي لشكر» توصيف كرده بود. اين عده با فرض اينكه دروغ و خالي بندي در فضاي مجازي كنتور نمياندازد مدعي شدهاند 7750 نفر با ورود به اين سايت، از سران فتنه حمايت ميكنند.
اين در حالي است كه پس از دروغهاي متواتر گروهكها در فضاي مجازي درباره خودنمايي در 22 بهمن 88، 11 ارديبهشت 89، 22 خرداد 89، و روز قدس و 13 آبان و 16 آذر و عاشوراي 89، برخي از همين سايتها با تمسخر و استهزا نوشتند كه «دوستان ما پاي اينترنت مينشينند و در حالي كه پيتزا و يا كباب و ريحان و چيپس و پفك سفارش دادهاند و يا در حالي كه در يكي از شهرهاي اروپايي مشغول خوشگذرانياند، فضا را داغ ميكنند، جنبش راه مياندازند، تظاهرات ترتيب ميدهند اما وقتي كه روز موعود سپري ميشود، افسردگياش براي دوستان ساده دل ما ميماند.»
ظاهرا اين حضرات خيال برشان داشته كه با نشستن پاي كامپيوتر و كليك كردن مكرر نظرسنجيهاي خود ساخته و خودباور كرده، ميتوان جنبش و لشكر راه انداخت.
البته اين هم شيوه جالبي براي تخليه شكستها و عقدههاي رواني است. كليك كليك! بنگ بنگ! بيچاره دون كيشوتهايي كه در اين توهم سر خود را به ديوار ملت نستوه ايران كوبيدند و سرشكسته بازگشتند.
يادآور ميشود سالها پيش در حالي كه افراطيون مدعي اصلاحات هنوز به حال و روز عبرت آموز امروز نيفتاده بودند بهزاد نبوي نايب رئيس مجلس ششم اذعان كرد جبهه ما پر از ژنرال است اما چيزي كه كم داريم سرباز است!
* خاتمي بر جنبش سبز نماز ميت بخواند! فرمان جديد از انگليس رسيد
سخنان اخير خاتمي درباره شرط گذاري براي حضور در انتخابات مجلس، هر چند كه اسباب طعن و طنز و انتقاد را در ميان محافل ضد انقلاب مهيا كرده اما از سوي ارگان حلقه لندن به طور مرتب توجيه و تأييد ميشود.
جرس اخيراً نوشته بود «با مطرح شدن پيش شرط هاي خاتمي، شاهد سرازير شدن سيل انتقادات آن هم در قالب طنز بوديم. اما نبايد سبكسرانه به اين اظهارات خنديد و تمسخر كرد. انگار لازم است به بعضيها يادآوري كنيم كه زمين بازي ما ميدان انتخابات و حضوري مشابه روزهاي بعد از انتخابات سال گذشته است». اين سايت حامي آشوبگران در فتنه سال گذشته ديروز هم به روند توجيه و تأويل سخنان خاتمي پرداخت و نوشت: كشتي بان را سياستي دگر آمد]!؟[خاتمي در جمع نمايندگان اقليت، به تعيين كف خواستههاي اصلاحطلبان براي حضور در انتخابات مجلس پرداخت. مهمترين بخش اين سخنان نه محتوا كه جايگاهي است كه خاتمي براي خود انتخاب كردهاست، ردايي كه در سالهاي رياست جمهوري حاضر به پوشيدن و پذيرفتن ملزومات آن نبود. او حاضر به تلبس رداي رهبري جريان اصلاحات كه بسياري از اعضاي آن از زندان سر درآوردهاند، شده است. وجه ديگر زمان بيان اين سخنان يعني حدود يك سال پس از بيانيه شماره 17 موسوي[سالگرد حرمت شكني عاشورا و حماسه 9 دي] است. موسوي در آن بيانيه به راهكارهايي براي خروج از بنبست دست زد اما حاكميت به برخورد شدت بخشيد و عملاً جنبش به افول و خاموشي گراييد. سخنان خاتمي آن هم يك سال پس از افول جنبش سبز، بيشتر به شاخ و شانه كشيدن يك بازنده زير تيغ برنده ميماند. او سعي در بازكردن راه ديگري دارد كه لاجرم پيش نياز آن، خواندن نماز ميت بر جسد جنبش سبز است[!]
جرس ادامه ميدهد: طرح كف خواستهها از سوي خاتمي اگرچه حداقلي است اما طرح آن به عنوان حداقلي كه اميد برآورده شدن آن در شرايط عادي نيز از سوي جمهوري اسلامي وجود نداشته، بيشتر شبيه يك پز اخلاقي از سوي اين جريان است. اين آخرين حلقه از اصلاحطلبان، راه خود را به سوي كشمكشي دوجانبه با حاكميت از يك سو و ياران پيشين خود از ديگر سو باز ميكنند، كه اگرچه اخلاقي نيست اما ميتواند عملگرايانه و شايد راهگشا باشد.
ارگان مهاجراني -كديور در مطلب ديگري با امضاي مستعار(!) به ستايش از خاتمي پرداخته و مينويسد: هر آدم معتبري بخواهد از انتخابات بگويد، هنوز سخنش را نشنيده، فرياد ميزنند كدام انتخابات؟ كدام صندوق؟ كدام برگه؟ حتي اگر اين آدم معتبر محمد خاتمي مورد اعتماد باشد. اما هنر مردان بزرگ [!] تنها كارهاي بزرگ نيست، گاهي هنر آنها شنيدن همين سخنان تلخ و تند است. كساني كه سخنان خاتمي را برنميتابند، لختي تأمل كنند و اندكي بيانديشند. آنگاه خواهند ديد چگونه دشمنان انتخابات و رقباي قانونشكن و قانونگريز به هراس افتادهاند. منادي گفتوگوي تمدنها سالهاست كه آبرو و وجودش را بر سر اين راه گذاشته است. برماست كه وجودش را پاس بداريم و با خاتمي آبروداري كنيم.
دعوت ارگان حلقه لندن به خواندن نماز ميت بر جنبش سبز (فاز آشوب خياباني) و بازگشت به سياست فريبكارانه اصلاحطلبي و تظاهر به قانونگرايي در حالي است كه حلقه جرس يكي از ركوردداران دعوت به ساختارشكني، قانون ناپذيري و كشاندن كشور به كام آشوب بود.
جرسيها و سردسته آنها مهاجراني حتي براي براندازي علني پيشنهاد اجراي سناريوي مضحك درازگوش تروا در 22 بهمن 88 را داشتند كه اسباب يك افتضاح تاريخي بزرگ شد.
با اين حال و براساس برآورد ستاد مشترك 3 سرويس جاسوسي ام آي6 انگلستان، سيا و موساد، فتنه سبز و عناصري نظير موسوي و كروبي مرده حساب ميشوند و طبق دستورالعمل جديدي كه خاتمي فقط مجري آن است، افراطيون مدعي اصلاحطلبي موظف شدهاند به شعار اصلاحطلبي، حاكميت رأي مردم و دموكراسي، و پايبندي به قانون اساسي برگردند شايد كه اولاً جبهه از هم پاشيده نفاق جديد سر و سامان گيرد و ثانياً بتواند رخنهاي به حاكميت باز كند.
حلقه لندن يكي از پلهاي ارتباطي فتنهگران داخلي با سرويسهاي جاسوسي غرب و اتاق فكرهاي تصميم ساز در آمريكا و انگليس به شمار ميآيد.
سناريوي جديد البته چند اشكال كاملاً كوچك در خود نهفته دارد كه اولين آن شخصيت بيثبات و ضعيف خاتمي و دومين آن رو شدن دست وي و حاميان خاصش در جبهه اصلاحات براي مردم و نظام جمهوري اسلامي است. در همين زمينه سايت دويچه وله با اشاره به تحليل محافل ضدانقلاب از سخنان خاتمي و شخصيت وي، از قول يكي از اين عناصر ضدانقلاب نوشت: آقاي خاتمي هنوز رأي پارسال ما را پس نگرفتهاست. او از پايبندي به قانون اساسي سخن ميگويد. مطابق همين قانون اساسي تأييد يا رد صلاحيت نامزدها با شوراي نگهبان است. همچنين مطابق قانون اساسي، تفسير اين قانون با شوراي نگهبان است. آقاي خاتمي چگونه ميخواهد اين نقيضين را جمع كند؟ اصلاحطلبان و آقاي خاتمي ابتدا بايد آنچه را در اين يك سال و اندي رخ داده تحليل كنند و توضيح دهند كه چرا تحركات شان به نتيجه نرسيد.
دويچه وله همچنين از قول يكي ديگر از همين عناصر اپوزيسيون نوشت: خط قرمز خاتمي معلوم نيست كجاست. همچنان كه در برگزاري انتخابات مجلس هفتم ديديم. ما ميخواهيم خود را از سلطنتطلبان و مجاهدين خلق جدا كنيم. به قول ابراهيم نبوي «مشكل ما با آنان كه خواهان انقلاب [آشوب] هستند اين نيست كه چرا ميخواهند انقلاب كنند بلكه اين است كه چرا نميتوانند و نميكنند». واقع بين باشيم. سخنان خاتمي دلگرم كننده است اما احتمال اينكه شرطهاي خاتمي تأمين شود نزديك به صفر است و زمينه تحقق ندارد. اما هر كس در سياست وظيفهاي دارد و اميد كه خاتمي از تجربه دوران رياستش ماندن روي خط قرمز را آموخته باشد.
يادآور ميشود پيشنهاد حلقه لندن براي پذيرفتن مركز فتنه سبز و خواندن نماز ميت بر آن، تداعي اظهارات 9-8 سال پيش سعيد حجاريان بود كه گفته بود «اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات»! اما آن مرده ديگر هرگز سرپا نشد كه نشد. حالا هم اگر با شعار «فتنه سبز مرد، زنده باد فتنه سبز»، مرده زنده ميشود بسم الله! يا روزي صد بار بگويند خاتمي مرد! زنده باد خاتمي...
* اين يكي براي هارت و پورت خوبه! اون يكي نردبان خوبي بود
گروهكهاي فعال در فضاي مجازي در كنار بد و بيراههاي گاه و بي گاه به دست اندركاران ناتوان فتنه 88، استدلالهاي جالبي درباره حمايت شيادانه خويش از اين افراد مطرح ميكنند.
يكي از اين عناصر گروهكي در توجيه حمايت از ميرحسين موسوي در بالاترين نوشت: دوستي درباره 8 سال نخست وزيري موسوي در دوره خميني اعتراض دارد. من نميدانم چرا من و شما بايد وقتمان را صرف گناه و صواب [ثواب] موسوي بكنيم. اين موضوع «به موقع خودش» (تاكيد ميكنم: به موقع خودش) توسط اشخاص حرفهاي رسيدگي خواهد شد و به موقع خود اهميت زيادي دارد. اما در حال حاضر حمايت از او هيچ ضرري براي اپوزيسيون ندارد بلكه استفاده قابل توجهي هم خواهد داشت. ما او را به عنوان يك نردبان ميخواستيم، چه در انتخابات پيروز ميشد و چه حالا كه پيروز نشده. همه با اين جمله معروف آشناييم؛ انتخاب بد به جاي بدتر. ميپرسند چرا اين قدر به موسوي و دور و بريهايش دل بستهايد؟ ما كي گفتيم به موسوي و امثالهم دل بستهايم؟ ما در راستاي اهداف خودمان حركت ميكنيم و به نتيجه ساده و روشن استفاده (حمايت) كردن از موسوي ميرسيم.
يكي ديگر از همين عناصر ضدانقلاب هم درباره حمايت از كروبي، ضمن دست انداختن وي نوشت: البته كه ما نبايد انتظار خاصي از انتخابات و رئيسجمهور داشته باشيم ولي به قول موسوي در انتخابات رفته بوديم واسه انتخاب ميان بد و بدتر. بدهاي من! مثل خيلياي ديگه موسوي بود و كروبي. از شيخ نميشد گذشت به خاطر جرئتش. خيليا ميگفتن از اين آدم آبي گرم نميشه. اصلا اگر انتخابم بشه شايد عمرش به گرفتن حكم تنفيذ قد نده. خيليها مسخره ميكردن ميگفتن وسط مناظرهها خوابش ميبره. حقيقتش خودمم جزو اون خيليها بودم. آخه خيلي پير بود. ما هم كه منتظريم يه نفر سوتي بده يا يه حركت خاص انجام بده و تا سرحد مرگ دستش بندازيم. اما روز موعود هم رفتم بهش راي دادم ولي به كسي نگفتم. از سوژه شدن ميترسيدم. تا اينكه ماجراهاي بعد انتخابات پيش اومد خيليها كه هارت و پورت ميكردن. دونه دونه رفتن كنار. فقط مهندس موند و شيخ شجاع قصه ما. شيخ هنوز محكم و استوار سر موضع خودش ايستاده. حتي به نظرم تو صف مبارزه خيلي جلوتر از مهندس بوده. من به همين خاطر به او راي دادم.
* جيغ بنفش شيمون پرز پس از 4 ماه
4 ماه پس از حضور احمدي نژاد در اجلاس ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك و محاكمه آمريكا و رژيم صهيونيستي در انظار ملت ها و دولتها، داغ اين حضور قدرتمندانه براي رژيم صهيونيستي همچنان تازه است.
شيمون پرز به تازگي در جريان سفر جانت ناپوليتانو وزير امنيت داخلي آمريكا به تل آويو، از كم آوردن واشنگتن در جريان سفر رئيس جمهور اسلامي ايران ابراز ناراحتي كرده است. فاكس نيوز كه خبر اين ملاقات را منتشر كرده، روايت ميكند رئيس رژيم صهيونيستي به وزير آمريكايي گفته است: من ميخواهم انتقادي از دولت آمريكا بكنم. ما در جريان سفر احمدينژاد به نيويورك و سخنراني وي در مجمع عمومي سازمان ملل ديديم كه وي آمريكا را متهم كرد كه برجهاي دوقلو را خودش منفجر كردهاست.
پرز همچنين گفته است: «عليرغم اين اظهارات عجيب و غريب احمدينژاد، ما شاهد واكنش آمريكا نبوديم و در عوض همه شبكههاي تلويزيوني آمريكا دنبال احمدينژاد راه افتاده بودند تا با او مصاحبه كنند. آه خداي من! همه ميدانيم كه اين (دست داشتن آمريكا در حملات 11 سپتامبر) يك دروغ است.»
سخن شيمون پرز البته پربيراه نيست چرا كه اسناد و شواهد فراوان موجود، ردپاي موساد را هم در انفجارهاي 11 سپتامبر آمريكا نشان ميدهد. اما نكته قابل تأمل در اين ميان علني شدن اختلافات آمريكا و رژيم صهيونيستي در پي ديپلماسي مؤثر جمهوري اسلامي است كه حتي نيويورك آمريكا را نيز صحنه تحركات ديپلماتيك و رسانهاي مؤثر در صحنه جهاني قرار داد. رئيسجمهور كشورمان در سخنان خود قشونكشي و اشغالگري به منطقه خاورميانه و ترويج تروريسم به بهانه حادثه 11 سپتامبر را به چالش كشيده بود.
* واشنگتن تايمز: ايران چالش شماره 1 و 2 و 3 آمريكاست
روزنامه واشنگتن تايمز سياست آمريكا عليه ايران را ناكارآمد خواند و خواستار حمايت بيشتر از جريان براندازي شد.
روزنامه مذكور با طرح اين پرسش كه «چالش شماره يك در برابر سياست خارجي دولت آمريكا در سال 2011 چيست» مينويسد: ايلينا راس لتينن نماينده جمهوري خواه از فلوريدا و رئيس آتي كميسيون روابط خارجي مجلس آمريكا بيان كردهاست «ايران چالش شماره يك، دو و سه خواهد بود.» دولت اوباما بايد متوجه شود كه «رويكرد دوگانه» مشتمل بر تماس ديپلماتيك و تحريمها، نه تنها با شرايط موجود سازگار نيست بلكه آشكارا غيرسازنده است. طيفي از اعضاي وزارت خارجه با اين تصور كه رژيم ايران قدرتمند و باثبات است، به طور مستمر از اين سياست پيروي كردهاست كه تنها راه حل ممكن، دستيابي به يك توافق با رژيم اسلامي و ناديده گرفتن مخالفان است.
واشنگتن سپس خواستار حمايت آمريكا از جريان براندازي در ايران شده و مينويسد: اين، يك دعوت براي مداخله نظامي نيست بلكه دعوت به ايستادن در كنار مخالفان و جريان اپوزيسيون است و از جمله نام سازمان مجاهدين خلق [گروهك منافقين] بايد از فهرست سازمانهاي تروريستي وزارت خارجه حذف شود. چندي پيش شماري از چهرههاي سياسي آمريكايي و اروپايي از جمله شهردارسابق نيويورك، مشاور امنيت داخلي دولت بوش، دادستان سابق و وزير سابق امنيت داخلي آمريكا خواستار حمايت از اين سازمان شدند. بودن نام اين سازمان در فهرست گروه هاي تروريستي باعث سركوب بيشتر اعضاي اين سازمان شده به نحوي كه علي صارمي به اتهام عضويت 24 ساله در اين گروه به دار آويخته شد. ساكنان پادگان اشرف در عراق هم كه از سوي نيروهاي رسمي عراق مورد حمله قرار گرفته اند. بودن نام سازمان مجاهدين در فهرست گروههاي تروريستي، ارسال پيامي اشتباه به گروههاي ديگر اپوزيسيون در ايران است كه سال گذشته در خيابان ميپرسيدند «اوباما، يا با اونا يا باما؟». اكنون زمان آن فرا رسيده كه به روشي پاسخ دهيم «ما با شما هستيم».
اذعان اين روزنامه تندرو آمريكايي به ناكارآمدي سياست دوگانه «مذاكره در فضاي فشار و تحريم» و پيشنهاد اميد بستن به يك گروهك مضمحل كه سران آن صرفاً با مزدوري و تروريسم خياباني ابراز وجود ميكنند، نشان دهنده استيصال تمام رژيم آمريكا در برابر اقتدار جمهوري اسلامي است.
نكته جالب اينكه همزمان با پيشنهاد واشنگتن تايمز براي شرط بندي روي گروهك ورشكسته منافقين و بقاياي فتنه سبز، سايت ضدانقلابي بالاترين در مطلبي صريح خواستار توسل جريان اپوزيسيون به دشمنان خارجي ملت ايران شد.
بالاترين نوشت: جنبش سبز بايد قبول كند كه بدون كمك نظامي كشورهاي خارجي پيروز نخواهد شد. بياييد ديگر خودمان را گول نزنيم. بسياري از اعضاي جنبش در زندان هستند. با الله اكبر گفتن در پشت بام و پشت كامپيوتر نشستن و استفاده از اينترنت هم كاري انجام نشد. بياييد قبول كنيم كه بدون پذيرفتن كمك نظامي كشورهاي خارجي پيروز نخواهيم شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 10:48 توسط بهرام حسن زاده
|
بسم الله الرحمن الرحیم*